أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

113

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

اينست توصيف خدا بدان مجاز است و بمعنى فاعل است زيرا در بارهء خدا درست نباشد كه از روى انديشه تقدير و اندازه‌گيرى كند و نقشه كشى نمايد . فصل : در صفات اهل ايمان 15 - در كتاب محاسن برقى : امير مؤمنان بانجمنى از قريشيان گذر كرد . مردمى ديد با جامه‌هاى سپيد و رنگ و روى خرم و همه خوش و خندان و هر كس بدانها گذر ميكرد او را انگشت نما ميكردند از آن پس بانجمن اوس و خزرج ( انصار مدينه ) گذر كرد مردمى ديد كه گوشت تنشان ريخته و گردنشان نازك شده و رنگهاشان زرد و پژمرده و در سخن گفتن فروتن بودند امير مؤمنان از اين همه تفاوت در انجمن مسلمانان در شگفت شد و نزد رسول خدا ص آمد و گفت : اى رسول خدا پدر و مادرم بقربانت من گذر كردم بانجمن فلان خانواده و چنان بودند ( و ديگران چنين ) با اينكه همه در گروه مؤمنان شمرده ميشوند اى رسول خدا مؤمن را براى من تعريف كن ، رسول خدا ص سر به زير افكند و آنگاه سر برداشت و فرمود : در مؤمن بيست خصلت بايد و هر كه همه را ندارد ايمانش كامل نباشد اى على اخلاق مؤمن اينها است . 1 - در صف نماز حاضرند 2 - در پرداخت زكات شتابانند 3 - مستمندان را خوراك دهند 4 - دست لطف بر سر يتيم كشند 5 - ناخن خود را پاكيزه كنند 6 - كمر خود را ببندند 7 - اگر حديث گويند دروغ نگويند 8 - اگر وعده دهند ، تخلف نكنند 9 - اگر سپرده ستانند خيانت نورزند 10 - اگر سخن گويند راست گويند 11 - در شب خداپرستند 12 - در روز مردان نبردند 13 - روزها را روزه‌اند 14 - شبها را زنده دارند و عبادت كنند 15 - همسايه را نيازارند 16 - همسايه از آنها آزار نكشد 17 - آرام روى زمين راه روند 18 - بسوى مساجد گام بردارند 19 - و بخانهء بيوه زنان بروند 20 - و بگورستانها سر بزنند ، خدا ما و شما را از پرهيزكاران سازد « 1 »

--> ( 1 ) در متن عربى حديث شماره‌بندى نيامده كه اول و ثانى تا آخر ذكر شده باشد و اين شماره بندى يك و دو تا آخر در ترجمه آورده شده تا سخن روشنتر باشد ( مترجم )